حميد احمدى
84
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
برايشان باقى نمانده [ بود ] ، به جنبش درآمدند و به تجاوز كارى پرداختند ؛ كردارشان با گفتارشان يكى نبود . درنتيجه خون محترمى را در شهر مورد احترام [ / مدينه ] ريختند . . . به خدا قسم ! انگشت عثمان بهتر است از يك طبقه زمين پر از امثال ايشان ! نجات شما در قيام عليه آنان مىباشد تا با گوشمالى دادن ، ديگران هم منكوب و دربهدر شوند . « 1 » يكى از انديشمندان اهلسنت درباره اين واكنش و فعاليتهاى بعدى عايشه عليه امام على عليه السلام مىنويسد : شخص از تلاش فوقالعادهاى كه عايشه زير پرچم خود براى مردم بذل كرد ، تعجب مىكند . به خاطر همين فعاليتهاى شديد در اين روزهاى بحرانى بود كه در تمام طول بقيه عمرش خانهنشين شد و تقريباً در زندگى عمومى هيچ شركتى نكرد . . . . اما اين دعوت گستاخانهء جديد ، جهش بزرگى به سوى فعاليت سياسى غيرمنتظرهاى بود . شخص با ديدن اين فعاليتْ حيرتزده از خود مىپرسد : آيا اگر ديگرى غير از امام بر كرسى خلافت نشسته بود ، باز هم دختر ابوبكر چنين پرشى مىكرد ؟ اما بههرحال يك پرش بود . . . پرشى موفقيتآميز از نظر احساساتى كه عليه امير جديد برافروخته است ؛ عليه همان شخصى كه قلب عايشه سرشار از خشم و دشمنى او بود ؛ زيرا روزى كه سوءظن و اتهامات فراوان عليه او رواج داشت ، اگرچه خودش او را متهم نكرده بود ، به يارىاش هم نرفت . ولى طبيعت سركش و عواطفى كه او را بدين موضعگيرى واداشت ، عوامل ديگرى مثل خشم و حسد و حسرت هم بدان افزود و او را تا آنجا كشانيدند كه فتنهء شعلهور خود را به بدترين سرانجام منتهى كرد . امكان ندارد اثر موضعگيرى او را در سرنوشت اندوهبار پايان دوره امام فراموش كرد . « 2 » سرانجام جريان پيمانشكنان كه پيشاپيش آنها عايشه بود ، براى جنگ با امام عليه السلام به سوى بصره به راه افتادند . با آنكه بيشتر جمعيت بصره از هواداران امام عليه السلام بودند ، آنان اين شهر را با كشتن فرماندارش ، عثمان بن حنيف و هفتاد نفر ديگر به تصرف درآوردند . « 3 » آنها هنگامى دست به شورش زدند و با امام عليه السلام رودررو ايستادند كه هيچ خلاف و بدعت و
--> ( 1 ) . همان ، ص 408 . ( 2 ) . همان ، ص 411 . ( 3 ) . بنگريد به : محمد بن جرير طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، ج 4 ، ص 475 - 464 .